اتفاق های جالب زندگی!
اینم از سرعت اینترنت ما :|
7 تا تب باز میکنم انگار پای منقلم...
باید هـــی مثل این سیخ های کباب از اول تا آخر بهشون سر بزنی ببینی لود شدن یا نه.
۱ – مینیمایز کردن تمام صفحات نت !
۲ – سایلنت کردن گوشی و قرار دادنش به صورت پشت و رو !
۳ – Sign Out مسنجر !
۴ – گذاشتن یک کتاب ۸۷۶۹۸۲۷۳۴۵۶ صفحه ای جلوی چشم !
۵ – باز کردن New Tab و جست و جو در مورد اون موضوعی که استاد گفته !
۶ – ورق زدن کتاب جوری که صداش بره بیرون اتاق !
۷ – بهم ریختن موهام ، کشیدن یک آه عمییییییییق (یعنی چقد این درس سخته) و اخم کردن و نگاه ملتمسانه به کتاب !
۸ – گرفتن یه مداد تو دست و خط کشیدن زیر سطرای کتاب !
و سرانجام بعد این همه کار آخرشم صدای پا از جلوی اتاق رد میشه و این همه تلاش شما بی نتیجه میمونه …
ديشب اينترنتم قطع شد رفتم يه ذره با خانواده نشستم،باهاشون آشنا شدم به نظر آدماى خوبى ميان !!:)) من من .... تو تو .... کشیدم .... کی رو؟ :)) یادش بخیررر
یک سئوالی داشتم مامان شما هم از قسمت فر اجاق گاز به جای انباری
استفاده می کنه ؟ :))
ریاضی 2..
ریاضی بشقاب پرنده...
ریاضی چرا نمیخنده...
انتگرال یگانه...
انتگرال دوگانه...
انتگرال سه گانه...
حالا دسسسس دسسس...
انتگرال دس توابع رقص...
حالا برعکس...
توابع دس، انتگرال رقص....
اون سینوس کسینوسا که دس نمیزنن ایشالا برن زیر رادیکال...
اثرات زیاد درس خونده... خوب میشم، شما زیاد جدی نگیرید! :))
لامصب تو مهموني موقع غذا وقتي يه آدم با كلاس ميشينه روبه روت انگار فکت سوراخ ميشه!!
هرچي ميخوری ميريزه رو لباست!!
.
.
.
.
جواب كوبنده وقتي مامانمون ميگفت: بچه مگه تو درس نداري :)))
يادش بخير
كجايي جواني!!:))
نمیدونم چه حکمتیه که تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی،میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست :|
از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که رو بخاری آب بریزم تا صدای " تـسسسسسس" بده خرکیف بشم :))اون موقه نت نبود که ادمین شم،با این چیزا سرگرم میشدم :دی
06:40 دقيقه صبح راديو ميگه همين الان زنگ بزنين با هركي كه قهرين باهاش آشتي كنين،
آخه كسي نيس بگه اين موقع صبح به اونايى هم كه باهامون آشتي ان زنگ بزنيم،تا ده سال بعد
ديگه جوابمونو نميدن!والااا
سلام دوستان عزیز این وبلاگ رو درست کردم تا از مطالبش استفاده کنید.لطفا من رو هم با نظر های گرمتون هم راهی کنید.باتشکر